سه شنبه ۱۹ فروردین ۹۹ | ۱۴:۰۷ ۱۹۵ بازديد
عقل ( فلسفه اندیشه گری بشر )
32- کسی که عقل ندارد دلش کانون بلوا و بازیچه آدمها و اصوات و رنگها و مزه ها و ناز و عشوه هاست. به آنی عاشق است و لحظه ای دیگر متنفر است. لحظه ای می خواهد و لحظه ای دیگر مردد و پریشان است. آنی احساس خوشبختی دارد و لحظه ای بعد بدبخت است. و عاقبت بسوی افسرده گی و مرده گی می رود و از کار می افتد. دل آدمی زودتر از ارکان دیگری بسوی مرگ می رود زیرا حساسترین و لطیف ترین رکن وجود است.
از کتاب فلسفه اندیشه گری بشر تألیف استاد علی اکبر خانجانی
69- کتاب صوتی (1) فلسفه اندیشه گری بشر (خود آگاهی ) – ۱۳۸۷
69- کتاب صوتی (2) فلسفه اندیشه گری بشر (خود آگاهی ) - ۱۳۸۷
69- کتاب صوتی (3) فلسفه اندیشه گری بشر (خود آگاهی ) - ۱۳۸۷
طلاق