خانواده،زن و شوهر،تربیت،عشق،ازدواج،طلاق،نفرت و ...

کتابها و مقالات و سخنرانی ها و (کتاب های صوتی ) استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات انسان

پدیده شناسی عرفانی

۲۰ بازديد

پدیده شناسی طلاق

 

3- زنی به شوهرش گفت: اگر مرا دوست می داری آزادم بگذار و بمن اطمینان کن و بگذار با مردان دیگر هم دوست باشم و رفت و آمد کنم. مرد چنین کرد. زن مدتی بعد به دام مرد دیگری افتاد و از شوهرش طلاق خواست و گفت: تو اگر مرا دوست می داشتی مرا آزاد نمی گذاشتی که با هر مردی رابطه داشته باشم پس طلاقم بده. مرد هم طلاقش داد و گفت: من فکر می کردم که دوستم داری ولی آن روز که از من آزادی رابطه با مردان را خواستی دانستم که دوستم نداری و مهر تو از دل من هم رفت و همان موقع در دلم طلاقت دادم و تو رفتی.

 

4- یک قاضی دادگاه زناشوئی می گفت که هیچیک از زن و شوهرهائی که طلاق می گیرند دلیل اصلی طلاق را به یکدیگر نمی گویند زیرا اگر می گفتند آن مشکل حل می شد و طلاق رخ نمی داد. این بدان معناست که اکثریت طلاق ها بدلیل عدم صداقت و  درد دل بین زن وشوهر است از فرط کبر و غرور.

 

5- مهریه های زیاد یکی از انگیزه های طلاق خواستن زن است نه فقط به دلیل وسوسه نقد کردن مهریه. بلکه مردی که زنش را قلباً دوست بدارد ذاتاً میلی به مهریه بستن ندارد الا از روی تشریفات و عرف و عادت. و چون چنین مردی که مهریه کلان عهد کرده قلباً زنش را دوست نمی دارد زن هم خلأ محبت را با نقد کردن مهریه جبران می کند.

 

6- تا اندک محبت قلبی در زناشوئی باقی باشد طلاق رخ نمی دهد.

 

از کتاب پدیده شناسی عرفانی تألیف استاد علی اکبر خانجانی

 

کتاب صوتی پدیده شناسی عرفانی :

فهرست مطالب :

پدیده شناسی جامعه روحانیت-علم-وحی-هنر(خلاقیت)-اقتصادی-بیماری(طب)-جنسی-استبداد عقیدتی-رهبری-بت پرستی-زندگی-طلاق-موسیقی-نیک و بد-تروریزم-مدرسه-نفاق-ازدواج موقت-ایمان-بهشت-پدیدآر-قیامت-کفر-من-انقلاب-ترس-جمال-بی تائی-روشنفکری-شرک-عدم-علیت-واژه

 89- کتاب صوتی (1) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (2) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (3) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (4) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (5) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (6) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (7) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (8) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (9) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (10) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (11) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (12) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (13) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (14) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (15) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (16) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (17) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (18) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (19) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89- کتاب صوتی (20) پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸ (Theosophical phenomenolgy)

89کتاب پدیده شناسی‌ عرفانی - ۱۳۸۸(Theosophical phenomenolgy)

 

همه کتاب های صوتی و متنی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: akharozzaman2@

 

 نشانی آپارات : aparat/bihamta95

کند و کاوی در حقوق

۱۴ بازديد

تفاهم و برابری زن و مرد

 

این حساب قاعدتاً بایستی درست باشد که اگر زن به لحاظ علمی از مرد کم نداشته باشد و به لحاظ مالی روی پای خودش باشد و به لحاظ روابط مثل مرد آزاد باشد پس رابطه ای عادلانه تر و انسانی تر و آزادتر و بی ریاتر با همسرش برقرار می کند و تازه بار کلانی را از دوش شوهرش هم بر می دارد و «زندگی مشترک» واقعاً تحقق می یابد و تفاهم رخ می نماید و زناشوئی مبدل به دوستی و یاری می شود. ولی واقعیت این برابری در همه جای دنیا نتیجه ای معکوس داد و زن و مرد را از هم بیگانه تر ساخت و رابطه شان را فیزیکی تر و بی روح تر و تاجرانه و بی ریشه ساخت و این دو را بصورت دشمن درآورد و در مقابل یکدیگر قرار داد و همه تفاهمات و اشتراکات حاصل از برابری مبدل به عناصر افتراق و نفرت و عداوت و نبرد شده. بنظر می رسد که ذات این برابر سازی از جنس نفرت و انتقام بوده است و نیت اصلاح و دوستی در بر نداشته است.

 

قسمتی از کتاب کندوکاوی در حقوق(حق زن ) تألیف استاد علی اکبر خانجانی

 

فهرست مطالب : 

حق حق - حق قدرت - حق زن - حق مالکیت - حق قضاوت - حق وظیفه - حق لذت - حق صحبت - حق قتال - حق همخوابگی - حق کار - حق رابطه - حق شهرت - حق واقعیت - حق نیاز- حق ریا - حق برابری - حق آزادی - حق درد - حق تلویزیون - حق تصوف - حق وجود - حق دیالکتیک - حق شرارت - حق زندگی - حق «من»

 

کتاب های صوتی:

37کتاب صوتی (1) کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

37کتاب صوتی (2) کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

37کتاب صوتی (3) کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

37کتاب صوتی (4) کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

37کتاب صوتی (5) کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

37کتاب صوتی (6) کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

37کتاب صوتی (7) کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

37کتاب صوتی (8) کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

37کتاب صوتی (9) کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

37کتاب صوتی (10) کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

37کتاب صوتی (11) کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

37کتاب صوتی (12) کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

37کتاب صوتی (13) کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

37کتاب صوتی (14) کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

37کتاب صوتی (15) کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

37کتاب صوتی (16) کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

37کتاب صوتی (17) کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

37کتاب صوتی (18) کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

37کتاب کندوکاوی در حقوق (الحاقه) (حق ابطال)  - ۱۳۸۰

 

همه کتاب های صوتی و متنی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: akharozzaman2@

 

 نشانی آپارات : aparat/bihamta95

شطحیات (تأویل عشق هاهومی)

۲ بازديد

شطحیات (تأویل عشق هاهومی):

 

1-  آدمی هر کجا که نیازمندتر است عاشقتر می نماید تا نیازش را مهار و تعدیل کند و از حقارت و بنده گی خود نسبت به مخاطب (معشوق) بکاهد. یعنی بجای آنکه به مخاطب خود بگوید: بمن رحم و ایثار کن و نیازم را برآورده ساز می گوید: من عاشق تو هستم و می خواهم خودم را فدای تو کنم پس بگو که چه کنم! یعنی نیاز خود را تبدیل به نیاز طرف مقابل می کند و جای خود و او را عوض می کند و این مالیخولیای عشق است.

 

2- به بیان دیگر عشق لباس و عنوانی محترمانه و مقدس بر حقارت نیاز جنسی است که: من عاشق تو هستم نه محتاج تن تو! و این ادعای عشق که به بیانی نیاز به وصال روح است وصال و ارضای جسمی را هم بر طرفین حرام و زهر می سازد زیرا هر دو مجبورند تا نقش دو تا روح و فرشته را بازی کنند. مثل اینکه کسی بخواهد عملیات خود در مستراح را هویتی مقدس سازد. و اینست که روابط جنسی که لباس عشق می پوشد تبدیل به زجر و عذاب و هزار دروغ و ریا شده و عاقبت رسوا گشته و به عداوت ختم می گردد و خیانت و گاه جنایت.

 

از کتاب شطحیات استاد علی اکبر خانجانی ص5

 

1- شطح عشق 2- شطح هوش 3- شطح شریعت 4- شطح لاهوتی 5- شطح توحید 6- شطح امامت 7- شطح وجود

115- کتاب صوتی (1) شطحیات (تأویل عشق هاهوهی) - ۱۳۸۹ (The Great Revealed Secrets)

115- کتاب صوتی (2) شطحیات (تأویل عشق هاهوهی) - ۱۳۸۹ (The Great Revealed Secrets)

115- کتاب صوتی (3) شطحیات (تأویل عشق هاهوهی) - ۱۳۸۹ (The Great Revealed Secrets)

115- کتاب صوتی (4) شطحیات (تأویل عشق هاهوهی) - ۱۳۸۹ (The Great Revealed Secrets)

115- کتاب صوتی (5) شطحیات (تأویل عشق هاهوهی) - ۱۳۸۹ (The Great Revealed Secrets)

115- کتاب شطحیات (تأویل عشق هاهوهی) - ۱۳۸۹ (The Great Revealed Secrets)   

                  

همه کتاب های صوتی و متنی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 

نشانی تلگرام: akharozzaman2@

 

 نشانی آپارات : aparat/bihamta95

تربیت کودک ( منتخب مقالات)

۱۰ بازديد

مالیخولیای پزشکی - بیماری کودکان

همه بیماری های کودکان نشانه های رشد او هستند مثل دل دردها، تب ها، دردهای مربوط به رویش دندان ها، سرخک، مخملک، آبله و امثالهم. پزشکی که این مسائل را با داروها پاسخ می گوید نه رشد را می شناسد و نه کودک را هر چند که متخصص اطفال باشد. فهم او از کودک و رشد او حتی بسیار نازل تر از یک فهم نباتی است. در نظر اوکودک یک گیاه گریان است که باید خفه شود. این کل فلسفه طب کودکان است. ...

از این وجه که بگذریم به فلسفه امراض کودکان بعنوان «عذاب» می رسیم. آیا کودکان چه گناهی مرتکب شده اند که مستوجب عذاب هستند؟ آیا براستی کودک عذاب می کشد؟ اگر چنین می بود یاد این عذاب ها می بایستی در دوران بزرگسالی درک می شد. در واقع در اینجا سخن بر سر خود-آگاهی (وجدان) بعنوان قلمرو درک اجر و عذاب و خوشی و ناراحتی می باشد. در حالی که می دانیم یاد ایام کودکی برای هر بشری یک یاد تماماً بهشتی است هر چند که پدر و مادرش تماماً شاهد بیماری هایش بوده اند. پس در واقع امراض کودکان اگر هم عذاب باشد برای والدین آنهاست نه خود آنها. ....

از کتاب مالیخولیای پزشکی تألیف استاد علی اکبر خانجانی ص 72

@darmanebimariha2

Nooreomid.net

 ===============================

 


یک دیوانه خانه عمومی

امروزه اگر از روزنه ای از بیرون نظری به اندرون اکثر زناشوئی ھای مدرن بیندازیم مواجه با یک دیوانه خانه کوچک و تمام عیار می شویم. دیوانه خانه ای واقعی و به معنای درست کلمه. که در آن زن یک دیو است و مرد ھم یک دیوانه یا دیو زده. زن یک بازیگر تمام اتوماتیک است و مرد ھم یک بازیچه ای که قادر نیست حتی لحظه ای از این بازی جنونی رھا شود. و اگر بچه ای ھم در میان باشد. بیچاره تا مدتھا بعنوان یک شاھد کنار گود این دیوانه خانه مات و مبھوت این رابطه است که اصلا چه میکنند و منظورشان چیست. منظور پدر و مادر خود را فقط در لحظاتی که می خواھند با فرزندشان روبرو شوند و او را نصیحت و تربیت کنند منطقی مییابد و بس. این بیچاره نمیداند که اوج این دیوانه خانه ھنگامی است که او یا خواب است و یا در خانه نیست. یعنی این نمایشی که او میبیند تازه منطقی ترین حالت آن است. بچه بیچاره تا مدتھا ھیچ نمی فھمد ولی بتدریج با قواعد این دیوانه خانه آشنا می شود ولی خود را به تجاھل می زند تا پدر و مادرش راحت باشند و اینقدر او را دنبال نخود سیاه نفرستند. ولی این تجاھل بسر می آید و بچه ھم بتدریج به عضویت این دیوانه خانه در میآید ولی از آنجا که حریف مناسبی نیست از این دیوانه خانه می گریزد و به دیوانه خانه بزرگتری که جامعه است پناه می برد. این دیوانه خانه بزرگ قابل تحملتر است زیرا بازیھا و جنونھایش قانونمند تر است ولی در عوض بسیار پیچیده تر. این بچه تا بتواند دیوانه قابل شود بارھا به نزد روانپزشک و مشاور برده می شود و بالاخره قواعد این جنون را پذیرا می شود ولی تصمیم می گیرد انتقام بگیرد و می گیرد.

 

از کتاب " دائرة المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 68

t.me/eshghvaezdevaj

 

============================

دیالوگ بین انسان و خدا

۳- اصلاً خداوند، فطری ترین و محوری ترین مسئله ذهن و روان هر انسان سالم و زنده دل است که از کودکی با اوست و بمیزانی که آدمی با این مسائل فطری برخوردی متفکرانه و محققانه دارد زنده است و حیات معنوی دارد. این خود خداوند در فطرت انسان است که سؤال می کند و او را به چالش می کشد و مسئول پاسخگوئی به این سئوالات می کند. و این دیالوگ بین انسان و خدا، صراط المستقیم هدایت و رشد روحانی بشر است.

 

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب خداشناسی امامیه جلد ششم ص ١٠۴۵

t.me/eshghvaerfan2

 

=====================================

تعلیم و تربیت آخرالزمانی

تعلیم و تربیت آخرالزمانی، تعلیم و تربیت تاریخی نیست بلکه تعلیم و تربیت عرفانی و جوهری و تکوینی است و نه تشریعی. و به لحاظ دینی به معنای پایان شریعت تاریخی و آغاز شریعت عرفانی است. و لذا شریعت تاریخی در آخرالزمان جز نفاق و فساد و فتنه و تعمیق جنون و کفر حاصل دیگری ندارد. معمای تضاد بین سنت و مدرنیته از همین روست. همه بن بست هاو مفاسد جامعه امروز ما نیز به همین دلیل است.

استاد علی اکبر خانجانی

کتاب مبانی هستی شناسی عرفانی ص ۴۷

 

==========================================

راز مگوی عشق

43- انسان فقط کسی را می تواند قلباً دوست بدارد که وی را

به سوی بی نیازی هدایت کند و نه اینکه نیازهایش را برآورده

سازد زیرا هر نیازی در انسان هر چه بیشتر برآورده شود

حریص تر می شود و فرد را هم دریوزه تر می سازد.

این است که معشوق هائی که بیشتر تسلیم هستند و

نیازها را بیشتر پاسخ می گویند بیشتر منفور واقع می شوند.

این یک قانون ذاتی در بشر است. این معشوق چه حکومت باشد

چه ارباب و رهبر و چه جنس مخالف و یا والدین و فرزندان و چه

خود خدا باشد. به همین دلیل انسان هایی که بیشتر مورد رحمت

خدا قرار دارند و از عیش بیشتری برخوردارند کافرترند مثل فرزندان

عزیزدردانه و یا همسران مطیع.

 

از کتاب " عشق شناسی " استاد علی اکبر خانجانی (راز مگوی عشق)

 

 

=========================================

 

راز پختگی و حماقت

 

آموزش ناپذیری و تنبلی فکری و قشری گری محصول دنیاپرستی و عیاشی و عجولی در رسیدن به

نفع سریع است و نیز حاصل بی مسئولیتی در قبال اعمال و سرنوشت خویش. مجموعه این علل در

یک کلمه ھمانا کبر و غرور حاد است که در فرد چنان نھادینه شده که گوئی ذاتی و غیر قابل علاج

می باشد . این خود پرستی دمدمی و بی ریشه جبراً فرد را بسوی ستم بری و برده گی و رعیت

شدن می کشاند تا بتواند ناکامیھا و مخاطرات اعمال خود را به آدمی مقتدر محول نموده و توجیه

نماید. ھمه این ویژه گی ھا به بیان دیگر برخاسته از ترس شدید و فقدان اتکاء به نفس میباشد که

چه بسا ریشه در تربیت خانواده گی دارد و علل سیاسی در جامعه نیز می تواند آنرا تقویت و توجیه

کند.

یکی دیگر از گریزگاه این آدمھا پناه بردن به گرایشات ماورای طبیعی و درویشی و مخدرات است که

ناتوانی فرد در زندگی دنیا را برایش تقدیس می کند و لذا این گرایشات تماماً بر اساس خرافات و خود

فریبی و خود تخدیری شکل می گیرد. این برده گی حاصل از بی مسئولیتی و بولھوسی گاه لباس

مریدی و اخلاص می پوشد و فرد در ھمه روابطش بخصوص در زناشوئی دعوی عشق و ایثار می

کند تا بیانگر مقدسی از بی اراده گی و مسئولیت گریزی باشد.

آنچه که انسان را متفکّر و عمیق می سازد میزان قبول مسئولیتش نسبت به زندگی و اعمال و

سرنوشت خودش می باشد و این ھمان میزان دین داری و تعھد در قبال وجدان و خداوند است.

بنابراین ھرگز نمی توان آدم نماز خوان پخمه و ابله و ستم بر را فردی مؤمن دانست. چنین کسی اگر

با یک مراد عرفانی ھم روبرو شود اموراتش ھرگز از مسائل پائین تنه فراتر نمیرود آنھم در سطحی

ترین مراحل غریزی. پخمگی و ستم بری عذاب بولھوسی و مسئولیت گریزی است.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 105

 

 

====================================

فلسفه ترحم

ترحم بمعنای رحم نمائی است به آدمھای بیرحم. و لذا ماھیتی ریائی دارد. ترحم به حماقت موجب

استمرار و رشد آن است. ترحم به شقاوت موجب تبلیغ و رونق آن است. ترحم به ضعف و انحطاط

موجب ترویج بدبختی و تشویق ناتوانی است. حتی ترحم به بیماری موجب تعمیق و استمرار مرض

در فرد بیمار می شود. متاسفانه فرھنگ ترحم به زشتی و حقارت و پلیدی و جھل در جامعه ما از

ریشه ای عمیق برخوردار است و بخشی از علل انحطاط و رشد تاریخی شرارت و حقارت و شقاوت

است که از زمینه ھای تاریخی نفاق فرھنگی و اخلاق می باشد. بزرگترین رحم به آدم بیرحم ھمانا

بیرحمی کردن به اوست.

ترحم جز به کودکان و پیران علیل و برخی آدمھای رنجور و از پا افتاده، موجب رشد و تشویق انحطاط

است. آنکه مستحق ترحم باشد ھرگز طلب ترحم نمی کند.

معمولاً آدمھای فریبکار و رذل و شقی دارای ھویتی رقت انگیزند و این ھمان ابزار شیطانی آنان در

جھت تداوم پلیدیھایشان می باشد که بصورت موش مرده گی و نه نه غریبم و زار زدن خود نمائی می

کند. اینان ھرگاه که کمر راست کنند جز به پلیدی خود ادامه نمی دھند. بھترین راه یاری رسانیدن به

این آدمھا،طرد و اظھار نفرت از آنھاست. کسی که رحم و محبت نمیکند در واقع آنرا خوار می شمرد

و لذا محبت به چنین کسی برای او عین خوار کردن است و لذا کینه می ورزد. پلیدی و فسق و

شقاوت و بیرحمی در لباس موش مردگی و مظلوم نمائی بھترین روش شیطان در ترویج و استمرار

شرارت پنھان در زیر پوست جامعه است. ترحم به تجاھل و تمارض و مظلوم نمائی بزرگترین نقطه

ضعف فرھنگ ما ایرانیان است که جز بواسطه معرفت بر ھویت این فرھنگ امکان فائق آمدن بر آن

نیست. ترحم به آدم بیرحم،بیرحمی به رحمت است. محبت به آدم بی محبت، بی محبتی به محبت

است. بیرحمی به آدم بیرحم موجب بیداریش می شود.

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 113

 

 

=========================================

فلسفه اخلاق نسبی

مجموعۀ سخنان علی ( ع) و احادیث نبوی و ائمه اطھار کاملترین وعالیترین کتاب اخلاق و حکمت

اخلاقی و عرفان اخلاقی در کل تاریخ بشر است و برتر از این مکتبی در اخلاق ممکن نمی آید .

ولی متأسفانه نگاه علما و فقھای اسلامی به این احادیث بسیار ضعیف و سطحی واکثراً مذبذب و

مشرکانه بوده است الا اندک عارفان و حکیمانی که آنھم به استعاره و مثال حق این حکمت ھا را

کمابیش شرح داده اند مثل مثنوی مولوی. که آنھم مورد تکفیر اکثر علما و فقھا در طول تاریخ بوده

است . و امروزه ھم که از قلمرو تکفیر قدیم خارج شده وارد عرصه حکمت اخلاقی و اخلاق عملی ما

نشده بلکه تماماً به بازیھای ھنری و کلامی و مدرسه ای گرفتار آمده و نوعی مشغله گشته است .

فقھا و مفسرین اخلاقی ما یا به سراغ احادیث نمی روند و یا اگر ھم می روند بسراغ مشکوکترین و

جعلی ترینش می روند تا بشود از آن در جھت حلال کردن حرام بھره برد . و آنگاه ھم که بسراغ

احادیث محکم می روند قصد دارند تا استحکام یک حکمت اخلاقی را بشکنند و آنرا نسبی نمایند و

استثنائی پدید آورند . مثل استثناھائی که دربارۀ صدق بوجود آمده استکه : صدق امری واجب است

الّا در مواردی که ...... و یا : تجسس حرام است الّا در مواردی که ........ و یا : دروغگوئی حرام است الا

در مواردیکه ......... این موارد استثناء به آسانی کل اصول و محکمات اخلاقی را نابود میکند زیرا ھر

کسی قادر است که حرام خود را در این استثناھا جای دھد و حلالش نماید . نسبی نمودن اخلاق

بزرگترین خیانت و انحراف و ارتداد مشرکانه ای است که در تفاسیر فقھی بر دامن اسلام نشسته و

بنیاد عقل اخلاقی و فضایل انسانی را بر کنده و حکمت اسلامی را نابود ساخته است و لذا فلسفه

یونانی بر جای آن نشسته است .

یکی از اھداف و تلاشھای ما در این نشریه احیای حکمت اسلامی و رویکرد به مبانی و اصول و

محکمات اخلاقی و معارف قرآنی است . نسبی ساختن مبانی اخلاق روش ابلیس در براندازی اخلاق

است . قیاس نمودن اصول اخلاق عملی مکتب ابلیس در لباس دین است که از بنی اسرائیل آغاز

شده و تا عمق اسلام نفوذ کرده است .

و بدینگونه است که از پس ھر حکم اخلاقی یک ولی ، امّا ، بشرط ، اگر و مگر آمده و آن اصل را از

حیث انتفاع ساقط نموده است : و لذا کل حکمت اخلاقی بدینگونه در آمده است : صدق خوب است

ولی افسوس که عملی نیست ..... دروغگوئی حرام است مگر اینکه جان مؤمنی را به خطر اندازد و

..... این منطق فراموش کرده است که حتّی جان مؤمن ترین و عزیزترین انسان یعنی رسول خدا ھم

نمی توانست به ابوبکر اجازه دروغگوئی بدھد . و بدینگونه است که دروغ مصلحتی پدید آمده و صدق

را بکلی نابود ساخته است .

فقه و اخلاق نسبی و تفسیری ھمواره محصول دستگاه ھای جور و کفر بوده است تا فساد را برای

حاکمان حلال سازد . فقه و اخلاق نسبی بزرگترین علت رکود و مرگ فقه اسلامی در تاریخ است .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 103

 

 =====================================

«عذابی بنام تربیت کودک »

ھرگز در طول تاریخ بشرھمچون امروز بچه داری و تربیت فرزندان پدیده ای چنین معما وار و عذابی

خانمانسوز نبوده است. به لحاظی این پدیده مولود معما و عذابی بنیادی تر است که ھمان رابطه

زناشوئی می باشد. این عذاب آشکار حاصل آن عذاب پنھان است. این مسئله موجب شده که بار

داری برای والدین تبدیل به یک بدبختی بزرگ شود و حتی اصل زناشوئی و ازدواج را منتفی نماید.

نگرانی مھلک حاصل از باردار شدن نیز مھمترین بخش زناشوئی یعنی رابطه جنسی را نیز تبدیل به

یک عذاب نموده است و این عذاب کل رابطه را بسوی ھلاکت می کشاند و لذا نسل بشر را بر روی

زمین با خطری جدی مواجه ساخته است .

کودکان به راستی آئینه رابطه پنھان زن و شوھر ھستند. به ھمین دلیل حضور کودکان در روابط

اجتماعی مایه بی آبروئی شده و لذا روابط اجتماعی نیز در خطر افتاده است. این چه معما و عذابی

است و چه علتی دارد؟

کودکان بی قرار و مخرب و رنجور که ھمچون خاری در چشم و استخوانی در گلوی والدین حداقل عزت

و آسایش را در خانه ھا نابود کرده اند که مھد کودکھا و کلاسھای مالیخولیائی را آباد نموده و خانوده

ھا را به تخریب می کشانند. این کودکان آخرالزمان چه می گویند؟ قتل کودکان بدست مادران و نیز

قتل والدین بدست کودکان تبدیل به یک پدیدۀ جھانی شده است. این یعنی چه؟ بچه ھائیکه در رحم

مادران خود قطعه قطعه می شوند حامل چه پیامی ھستند ؟ فرزندان فراری از خانه و مادران فراری

از بچه ھای خود بیانگر چه واقعه ای ھستند ؟ بخش مھمی از علت ازدواج نکردن نسل جدید نیز

مربوط به ھمین نفرت است .

آیا براستی بشر به پایان تاریخ خود رسیده و دیگر میلی به ادامه بقای خود بر روی زمین ندارد؟ ھرگز

بشریّت تا این حد مواجه با آق والدین نبوده است. در گذشته فرزندان موجب احیاء و استمرار

زناشوئی بودند و اما امروزه نقشی کاملاً معکوس ایفا می کند. چرا؟

بچه ھای امروز پر ھزینه تر و متوقع تر و متکبرتر از بچه ھای دیروز ھستند ھمانطور که والدین امروز

نیز عیاش تر و کافرترند . بچه ھای امروز رنجور تر و دیوانه تر و جفا کارترند ھمانطور که والدینشان . و

ھمواره بچه ھا یک نسل جلوترند در ھمه امور .

می توان ھمه این بد بختی ھا و عذابھا و جنون و جنایتھا را به گردن زمانه و حکومتھا و سرنوشت و

نھایتاً خدا انداخت و گریخت و خود را تبرئه نمود و ھمچنان به این تباھی ادامه داد. و نیز میتوان بخود

آمد و یکبار دگر عقل و فطرت را زنده ساخت و برای مدتی درب تلویزیون را بست و راه نجاتی در

فراسوی زمانه یافت . در درون زمانه ھیچ نور امیدی نیست .

 

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 75

روانشناسی عشق

۱۰ بازديد

روانشناسی عشق

 0+1+380- همه علوم انسانی به این دلیل محکوم به ابطال هستند و فریب می دهند که اصلاً انسان را درک نکرده اند و آن همانا حق واژگونی انسان در ذاتش می باشد. این همان کفر ذاتی بشر است. اینست یگانگی!

 

0+1+381- زن، عاشق نیاز مرد به خود(زن) می باشد. هرگاه این نیاز از بین برود عشق نیز از میان رفته است یعنی دیدگاه سلطه گرانه زن نابود شده است. اینست یگانگی!

 

0+1+382- روانشناسی واقعی عشق، تلخ ترین شناخت هاست زیرا ماسک از صورت نیاز برمی دارد، نیازی که نقاب ایثار زده بود. هرگاه که این ماسک برداشته شود یا دوستی آغاز می شود و یا نفرت. اینست یگانگی!

 

0+1+383- عشق، واژگونه ترین تجربه و ادعای بشر است و لذا جنایت بارترین تجربه هاست. در پس هر جنایتی، عشقی در میان بوده است. و اما دروغ ترین واقعه بشری، اساس کل تمدن بر روی زمین است زیرا اساس تشکیل خانواده است. اینست یگانگی!

 

0+1+384- در عشق، هر فردی خود را با طرف مقابل عوضی می گیرد. و چون خیانت رخ داد هرکسی خود را می یابد و بر جای خود قرار می گیرد. اینست یگانگی!

 

از کتاب یگانه تألیف استاد علی اکبر خانجانی

 

همه کتاب های صوتی و متنی در سایت : nooreomid.net 

نشانی تلگرام:akharozzaman2@